جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

721

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

وفات يافت ، اما آيا اين سرزمين همان اكباتاناى تاريخ هرودت در عهد پادشاهان نخستين سلسلهء ماد است كه در آنجا ديوسس ، ارگى با هفت ديوار متحد المركز و رنگى برپا ساخت و آن باروها را مانند معابد سكودار بابل رنگ‌آميزى نمود تا نشانهء محيط آسمانى باشد . راجع به اين نكته صاحب‌نظران اختلاف دارند ، و بعيد نيست كه در اين اختلاف نظر هم پايدار بمانند تا روزى كه آثار و كتيبهء تازه‌اى كشف و اين قسمت تاريك تاريخ روشن شود . در خارج شهر جديد محل مرتفعى به نام مصلى هست كه هميشه قلعه‌اى هم در آنجا بود ( تا آنكه آقا محمد خان آن را با خاك يكسان كرد ) ولى بعيد است كه اين نقطهء بلند با تعريف مندرج در تاريخ هرودوت ربطى داشته باشد . سر . هنرى . رالينسن در حل اين اشكال نظرى جسورانه اتخاذ نمود ، به اين نحو كه اكباتاناى مادها را در محل ديگر به نام تخت سليمان سراغ نموده كه در وسط راه بين همدان و تبريز است و بر تپه‌اى مخروطى ( تپه‌هاى نوشيجان - مترجم ) خرابه‌هاى وسيعى و آثار آتشكدهء بزرگى است لابد مايهء حيرت خواهد بود كه آنجا محل شهرى باشد كه نويسندگان يونان قديم نوشته‌اند كه تفاوت چندانى با بابل نداشته است و اكنون فقط آثار مختصرى كه شايستهء آن نام كلان نيست كشف شده باشد . پيكر شيرى كه ناشيانه از سنگ تراشيده‌اند يا چيزى شبيه به آن در جوار دروازهء شهر هست كه اهل محل به آن نسبت سحر و جادو مىدهند و آن را نگهبانى بر ضد قحطى و سرما مىپندارند ، اما از هيكل درشت خود حيوان كلامى برنمىآيد و تا وقتى كه يك كاوش علمى بوسيلهء بيل و كلنگ در همدان پيش نيايد ما نيز مانند اين حيوان بايد سكوت اختيار كنيم . مرز ايران و عثمانى - قبل از آنكه موضوع ايالات غربى ايران را كنار بگذارم جا دارد بار ديگر به مسئلهء سرحد آن با عثمانى اشاره و اين نكته را هم اظهار كنم كه وضع مبهم و نامعلوم سرحدى ايران در شرق به مقايسه با ابهامات و اشكالى كه در مرز غربى است به هيچ‌وجه قابل قياس نيست . تقريبا نيم قرن پيش براى آنكه از تصادم عاجل بين ايران و عثمانى در حدود كردستان جلوگيرى